سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 76

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

آوردن « بر » در معنى « بنابر » كه امروز مصطلح است ؛ تو بر معرفت تقويم و حساب آن دانى / 336 استعمال « باز » در معنى « به » ؛ هيچكس باز خانه خود نتوانست آمد / 187 كه اين استعمال دليل كهنگى سبك است . استعمال « كه » در معنى « از » براى تفضيل كه خاص نثرهاى قديمى است ؛ درد سر به كه درد دل / 35 استعمال « از » براى تبعيض بىملازمهء بعض ؛ و به آب تربيت از موالى اين حضرت را به مدد عنايت مىپرورد / 56 استعمال « از كى باز » و « از آنگه باز » / 342 « از آن روز باز ، از آن وقت باز » / 403 ؛ ابله گفت اى امام از كى باز نابينا شده‌اى ؟ گفت : از آنگه باز كه خداى تعالى ستر از تو برداشت / 342 استعمال « از اين » براى بيان نوع ؛ نوشيروان را از اين معنى در خاطر آمده بود / 219 نظير : ازين مه پاره‌اى عابد فريبى * ملايك طلعتى طاووس زيبى آوردن « آنچه » به جاى « آنكه » ؛ امير المؤمنين هديهء آنچه او را به فرزندى قبول كرد ح 1 / ب 14 ، بكاربردن « چندانى » به جاى چندان كه امروز به كار مىبريم ، حجاج با آن چندانى ظلم و بدكردارى . . . / 380 استعمال « هيچ » در معنى « هيچ‌كس » ؛ گفتم هيچ از اسحاق مستحق تر نيست / 191 . اكنون به ذكر پاره‌اى استعمالات خاص و فعلهاى مركب مىپردازيم : دوچار خوردن / 18 به معنى دوچهار شدن يعنى روبرو شدن . مطالبت نمودن / 318 به معنى بازجويى كردن و اقرار گرفتن . تفرقه شدن / 413 به معنى متفرق شدن . خود را تعريف كردن / 263 به معنى شناساندن و معرفى كردن . جامه كردن ، « من او را جامه نكنم تا فضول نشود / 242 » به جاى جامه پوشاندن . به جاى ايستادن « به جاى كشكاب بايستد ، به جاى سكنجبين بايستد ،